زندگی شماره یک////روفته گر - من و خودمو همه ی همین هام.همین
X
تبلیغات
زولا

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 04:25

زندگی شماره یک////روفته گر

عمو روفتگرو دیدم...عمو اشغالی....تو سلطل بزرگ مجتمعمون بود ...داشت اشغال هارو جمع میکرد....کنارش ایستادم ...گفتم خدا قوت...گفت چاکرم....بی اختیار دستمو بردم جلو گفتم سلام..دستشو از دستکش بیرون اورد...سلام پسر خوب...

ی حسی داشتم وقتی دسمو فشار داد...گفت جوان اب تو پارکینگتون هست..

هههه اره هست...

اومد تو دستشو شست گفتم...کار سختی داریا...دستی رو موهاش کشید گفت ....اره

گفتم به این زحمتی که میکشی حقوقت خوبه

خندید خداروشکر خوبه

گفتم خوبه

گفت بابت اب مرسی پسر.... خداروشکر

روزه که نمیگیری

.....خندید.برکت زندگیم همین روزست

خنده ام گرفت...روزه میگری....اره

از پارکینگ اومد بیرون دوبار رفت تو سلطل زباله

عمو بچه داری

خندید بیخوابی زده به سرت...اره ی دختر دارم

...

اول دبستانه....نپرس ههههه بت میگم اره میدونه باباش روفتگره

اخم کردم گفتم من منظورم...حرفو قطع کرد گفت میدونم اما گفتم بگم

هر دو خندیدیم....گفتم ببخشید میدونم پرو هستم اما ارزوت چیه

خندید گفت دخترم بتونه راحت درس بخونه...لنگ پول ی دفتر نباشه

دوهزاری تو دستم از شرم حرفش عرق کردو خیس شد!!!!!!

/وای چرا...یعنی/

قطعا تو بهترین بابای دنیایی عمو

خندید گفت برو بالا پسر...خیلی باحالیا پسر

گفتم نباشی شهرو کثافت میبره

گفت اره همین جوری خودمو اروم میکنم...البته نباشم یکیو جام استخدام میکنند

هر دو مصنوعی خندیدیم...دردش چه بود نمیدانم

عمو سحری چی میخوری

ی چایی با ی خرما

عمونمازو چیکار میکنی

نماز...اره عمو نماز

با همکارام وضو میگیریم تو ی پارکی با هم به جماعت میخونیم

«اون با این وضعیت نماز صبحش قضا نمیشه»

/////////////////////////////////////////

من برم الان کامیون میاد جوان...

عمو ی حرفی بم بزن دم اخری...خندید گفت همیشه اینجوری باش..

و خدافظی کرد..

خدافظ...منظورش را نفهمیدم

////////////////////////////

کاش ی نفر بود این گناه های مارو جمع میکرد گناه هایی که حتی شمردنش از فاصله زمین تا خورشید بیشتره

چی شد////شما رو نمیگم بابا شما خود خدا شما خوب با خودمم...

///////

حالا هی بریم روزه بگیریم افطاری مرغ گوشت بدیم به پولدار محله دکتر محله قاضی محله دادستان محله مدیر محله بعدم بگیم گور بابای فقیر محله ته مانده غذا رو بش میدیم

...انتظار بهشت .دیدار خدا .نوه و فرزند اصلح و چه میدونم کار و درامد و روزی حلالو سلامتی از خدا داریم ...خیلی نامردیم«شما نه امثال خودمو میگم»

به فکر عمو رفتگرامون باشیم

به فکر فقیر محلمون که اونقدر شریفه که دستشو جلو کسی دراز نمیکنه باشیم

حالا میدونی جالبی کجاست

طرف میره ی نون کمک میکنه صدتا منت و به هزار نفر از خاله ی عموی همسایش تا پسر برادرش تو غنا خبر دار میکنه

کمکت بخوره تو............الله اکبر

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////

تو این لحظه های سحر یا افطارتون دعا کنید واسه ی این عموی روفتگر یا هر فقیری و هر مشکل داری

جایی که روزی 5 هزارتومن پول شارژ بدی و اس بی خود با طعم گناه بدی

یا هر روز کلی پول واکس مو بدی یا هر روز شال رنگ روزو بخری نصفشو نه 15 درصدشو بزار واسه صدقه نه برای ثوابش واسه اینکه بلا سرت نیاد

یا هر روز ارایش کنی بری بازار زیتون یا تیپ بزنی بری جاده ساحلی که چی بشه......

چی نوشتی علی

خاموش شو ای علی

از گفتن این فتنه ها پرهیز کن

زندگی یعنی به فکر کسی نبودن

پس ساکت شو تا قبل از ان که

تورا در اتش اندیشه ات سوزند

یا در جاده ساحلی اویزند

////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

راستی ی مژده

قول که از بعد ماه رمضون دیگه نباشیم

یعنی دیگه mygolfاز عید سعید فظر قول که تعطیل بشه

قول دادیما

دوست داشتید مژده رو ها


نظرات (7)
+ حمید [ ایران ]
سلام پسر خوبی من بیشتر اسمتو شنیدم تا دیدن چهرت ولی دمت گرم خوب مینویسی بعضی وقتا به وبلاگت میام ولی نظر نداده بودم اینم واسه تو داداش
شنبه 4 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 18:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
دوست گلم
سپاس حمید جان از لطفت
قطعا باعث افتخاره منه که شما رو زیارت کنم
همین که سر میزنی خودش افتخاریه برای من
خوش حال میشم همو ببینیم
...
سپاس
+ سیداکبرموسوی [ ایران ] http://ma1000.persianblog.ir
سلام دوباره علی،این متنت رو نخونده یودم ولی گفتم قبل ترک وبلاگت گذرا نگاهی کنم،تو در به آتیش کشیدن تخصص داری؟
ایرادی نداره بقول شاعر بسوزانم بسوزانم بسوزان
سربلند باشی
دوشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 17:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلامی به گرمای محبتت سید
شرمنده
التماس دعا
+ زهرا [ ایران ] http://www.msa5.blogfa.com
سلام
زیادی احساسی بود نوشته....نمیدونم شما زیادی احساس برت داشته بوده همون لحظه یا اینکه وقتی مینوشتین زیادی احساس به خرج دادین....درهرصورت عالی بود...قشنگ بود....احساسی بود.....آفرین......ولی انگاری دلت پره از آدماعلی آقا......رفتگر هم زندگی خودشو داره منتهی اگه نه فقط از سر دلسوزی باهاشون همکلام بشیم.....واینکه منم متوجه نشدم رفتگره چرا گفته اینجوری باشه....این شکلک یعنی گیج که!!!!.....یعنی منظورش بوده تو گیج باشی تو زندگیت!!!!!!!!!...................واینکه حالا چرا شما همش دم از رفتن میزنین.....والا بازم بیاین بنویسین....
پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 20:03
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب سلام
اول خیلی خوشحالم که اومدیدو به ما سر زدید...
من نفهمیدم حالا احساسی بودن خوبه یا بد بود...اما من ادم احساسی نیستم...اصلا...من فوق العاده شلوغ هستم ولی احساسی هرگز...واقعیتی بود که دیدم
نه دلم پر نیس
قرار my golfبا افرادی مثل عمو روفتگرمون و چند نفر دیگه که رویای زندگی ما هستند صحبت کنه...به همین صمیمیت به همین راحتی و کوتاهی....همین
شاید زندگی اون روفته گر از زندگی ما بهتر باشه
اما چرا میخواهیم بریم
شاید چون دلیل ماندن ای نداریم
ممنون که سر زدید
+ حمید فدرر [ نامشخص ] http://geldan.blogsky.com/
سلام علی.
تاثیر گذاری توی جمله جمله از متنت موج میخوره.
واقعا اگه که درصدی از خرجهای الکیمون را بذاریم کنار واسه این جور کارها،راحت میتونیم لبهای زیادی را خندون کنیم.
موفق باشی دوست من.
چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 15:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس حمید جان که امدی
ممنون که فهمیدی منظورم چی بود
سپاس
+ رحمت الله حسن ابراهیمی [ ایران ]
ممنون پسرم.بی شک اگر کارنامه خودت را نگاه کنی به نقش توسل وتوکل وایمان به عشق وخدا پی می بری.هرزمان خود را به امواج نورانی حق سپرده ای پاداش معنوی نیز دریافت کرده ای.چشمانم.
دوشنبه 31 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 09:15
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خوش اومدید
دقیقا
سپاس که سر زدید
+ گذران [ ایران ]
بیچاره بابا
راحت تر از یک خواب
شیرین تر از رویا
در اول هر سطر
پایان هر املاء
هرجا که خوش داریم
هرجا که خط خالیست
هرجا هوس کردیم
نمره بگیریم بیست
یک جمله ی ساده
اب
بابا نان داد
هرگز نفهمیدیم
در پشت هر لقمه
بابای بیچاره
صدبار جان داده
شنبه 29 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 00:54
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پدر یعنی همه ی بود نبودم
پدر یعنی اوج امید در ناامیدی
پدر یعنی خدایی در زمین
...
سپاس که سر زدید
+ حاجی [ ایران ]
آفرین آفرین!
.
علی .. یه وقت بابات خبر دار نشه ها..!
آخه ..تو احساسی نوشتن و تصویر سازی و اثر گذاری داری رو دستش بلند می شی ها ...
.
بزنم به کُنده چنار
پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 09:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاس
ممنونم
ممنون که دلگرمی دادید
ارزومه که شبیه پدرم بنویسم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :