...!منصور اسلامی فر - من و خودمو همه ی همین هام.همین

من و خودمو همه ی همین هام.همین

هرچی که به من کشورم شهرم محلم ربط داشته باشه هرچی دق دقم باشه همین

شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 15:51

...!منصور اسلامی فر

باران نم نم می امد...

علی چیکار میکنی؟

...دارم واسه بی بیم -مادر بزرگ- رو وبلاگم دارم پست میزنم...

خدا بیامرزدش...

باشه بنویس سریع بیا نهار

رو چشم .... جون

.......

ی ماه بعد

.

.

الو

سلاااااااااااااااااااااااااااام مادر بزرگم

بیا خونم داییت پشت دره درو باز نمیکنه

چی میگه میشه

چی میگی مامی

...

.....

ساعت شیش قرار فوتبال و با هم ببینیم

یا خدا

اماده شدم رفت خونه ...

دیر شده بود....خیلی دیر رسیدم

پسر خالم گریه میکرد

مامان بزرگ تو شوک بود

پسر داییم قفل شده بود

مامانم چشمانش خیس بود

دایی پاشو اومدم فوتبال با هم ببینیم

.....

یه مرد بود یه مرد

شب، با تابوت سیاه

نشست توی چشمهاش

خاموش شد ستاره

افتاد روی خاک

سایه اش هم نمی‌موند

هرگز پشت سرش

غمگین بود و خسته

....

ماشین اومد ....رفتم پایین

چیکارشی؟

داییمه

خدارحمتش کنه دور ی پارچه سفید ببیچونیدش بزاریدش تو این...

...اومدم بالا

علی مرده چی گفت؟؟؟؟

تازه فهمیدم داییم مرد

دایی ...

اقای دمتر امکان داره....

دکتر پسرم خدا صبر بده

وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

دکتر ...

همین صبح باهاش تلفنی.....

..................ساعت سه صبح

از سردخانه امدند

مامانم گفت بمون گفتن پاهاشو بیرون میزارن شاید تکون بخوره

....یا خدا

یا الله خودت ی کاری کن

...............................................

امروز دقیقا همون روزی بود که ازم پرسیدی ......

دلم خیلی واست تنگ شده

میدونم حال روز خیلی خوبی تو بهشت داری

لطفا سلام منو به بی بیم برسون.

...

حال روز منم بد نیست

میرم دانشگاه...قول بت داده بودم...

تو رفتی تو که از همه ی زندگی من با خبر بودی

از حال روز تیمت همین رو بدون که صنعت رفت دسته یک شاید در فراغ تو

در فراغ تویی که مرد جنگ بودی هشت سال برای من ما جنگیدی تا امروز ما ارام باشیم

دایی دلم بدفرم بدجور ناجور واست تنگ شده

دایی من رفتم نهار....کاش توام....! 

نبودی ببینی که چه محشر کردم 

با اشک تمام کوچه را تر کردم 

امروز که سکوت خانه دلتنگم کرد 

وابسته گیم را به تو باور کردم 

دایی شب بخیر......۴ صبح ....

.........................................................................................

به رسم احترام

اخر نوشته:

...!

نظرات (13)
+ کنجیر [ ایران ] http://konjir73.blogfa.com
خبردرگذشت (…..) عزیز چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست خداوند قرین رحمتش فرماید
دوشنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 15:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون ممنون
+ شمس الدین رجبی [ ایران ]
دل سوخته تر از همه سوختگانم
از جمع پراکنده رندان زمانم
در صحنه بازیگری کهنه ی دنیا
عشق است قمار من و بازیگرآنم
با آن که همه باخته در بازی عشقم
بازنده ترین هست در این جمع نشانه
ای عشق از تو زهر است ، به کامم
دل سوخت تن سوخت ، ماندست ملامت
عمری است که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم
ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت
من زنده از این جرمم و مجرم به مجازات
مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت
باید که ببازم ، با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم
من در بدر عشقم و رسوای جهانم
چون سایه به دنبال سر عشق روانم
او کهنه حریف من و من کهنه حریفش
سرگرم قماریم من و او روسر جانم
باید که ببازم ، با درد بسازم
در مذهب رندان ، این است نمازم ...

"اردلان سرفراز"
پنج‌شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 18:37
امتیاز: 0 0
+ رحمن انصاری [ ایران ] http://heleyleh.blogsky.com
میرسد روزی که بی هم میشویم
یک به یک از جمع هم کم میشویم
میرسد روزی که ما در خاطرات
موجب خندیدن وغم میشویم
گهگاهی یاد ما کن ای رفیق
میرسد روزی که بی هم میشویم
چهارشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 09:05
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام پسر عمه
امیدوارم که همیشه حالت خوب باشه
امیدوارم همیشه زنده و سلامت باشی
به قول خومو دایمی باشی
سپاس سر زدی
+ آرام [ نامشخص ] http://nerci-2.blogsky.com
کمی گم شدم اما زود میام علی آقا. آرام هم برمیگرده. روراستی دوستانم رو دوست دارم. آفرین.
سه‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 22:44
امتیاز: 0 0
+ آرام [ نامشخص ] http://nerci-2.blogsky.com
روحشون شاد.
آمین.
سه‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 22:38
امتیاز: 0 0
پاسخ:
روح همه ی رفتگان شاد
سپاس
+ چریکو [ نامشخص ] http://cherko.blogsky.com
علی جان!
آه!
سه‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 21:34
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اه
چرکو جانم سپاس که امدی
+ زهرا [ ایران ] http://www.msa5.blogfa.com
ازدست دادن عزیز سخته
تسلیت
سه‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 16:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود
درودی به گرمای اخرین لیوان چایی که با داییم خوردم
اخ چقدر چسبید
سپاس که سر زدید
و سپاس فراوان تر از همدردیتان
+ سید اکبر موسوی [ ایران ]
به روز مرگ جو تابوت من روان باشد
گمان مکن که مرا درد این جهان باشد
جنازه ام چو ببینی مگو فراق فراق
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد.....
علی آقا کجایند مردان بی ادعا؟ واقعا کجایند؟....
قدر تموم دلتنگیهام حرف دارم....
علی آقا شما لطف دارید،کلبه حقیریست که قابل حضور دوستان نیست
man13.persianblog.ir
سه‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود سید
سپاس که به ما سر میزنید
امیدوارم عمری طولانی و پر از برکت و سعادت داشته باشید
امین
این کلبه از سر ما هم زیاد است
+ حاجی [ ایران ] http://bishehr.ir
غم انگیز بود.
.
خدا رحمتش کنه
یکشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 23:06
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود
خیلی غم انگیز بود دردش یک طرف
نبودش طرف دیگر
...اینشالله شما زنده باشید
سپاس که امدید
+ مجتبی [ نامشخص ] http://sekonje.mihanblog.com
سلام علی جون
ایشالا که با ائمه محشور بشن . ایشالا که هیچ وقت داغ نبینی
خدا رحمتش کنه
یکشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 13:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام پسر عامو گلم
امین!!!!
ممنون ایشالله شما زنده باشی...امین
خدا همه را رحمت کند
سپاس فراوان که سر زدی
+ سید اکبر موسوی [ ایران ]
به نام خدا
سلام علی آقا
مثل همیشه زیبا و متفاوت
یکشنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:09
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام اقا سید
خیلی ممنون
ممنون نظراتت همیشه و در همه حال برایم مهم است
....
خیلی تلاش کردم بیام رو وبلاگت اما نمیشه کاش ادرسشو واسم توی نام وبسایت بنویسی
خیلی دوس دارم بیام در مکان امنت سید بزرگوار
سپاس که سر زدی
+ دوست [ ایران ]
کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش گم در راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما

تیره روزی آمد و شام دگر

دیده پر خون از غم هجران و او

با لب خندان چه آسان بر سفر

ای دریغ از مهربانی های او

دست پر مهر آن کلام پرشکر

غصه ها پنهان به دل بودش ولی

شاد و خرم چهره اش بر رهگذر

در ارزان زان ما بود ای دریغ

گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر

تاکه او رفت آن سحر از پیش رو

بی نشان را خاک تیره شد به سر
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 22:19
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیدانم که هستی
هر که هستی ارامش مکان امن من هستی
ممنون ای یگانه دوستم
+ دوست [ ایران ]
همسفر در راه ماند..زندگی سخت است…لیک..در سفر باید بود…همراهتان از سفر ماند سیلی سهمگین باور شاید نه ..سختی راه را مینماید که بایستی تنها رفت صبری باید تا آرامشی زاید

ترک داییتان بر شما تسلیت باد
درود

تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما

از خداوند صبر برای شما و خانواده محترم خواهانم

امیدوارم که غم آخر زندگیتان باشد
شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 22:17
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ی دوست خوبم
حالت خوبه؟
کاش نمیرفت به سفر
توان ندارم بگویم کاش منم با او میرفتم
من غرق گناهم
او غرق سعادت
او همه ی زندگی من بوده و هست
او از حتی تعداد اب خوردن های من با خبر بود
..................................
بودن دوستانی چون تو اگر چه بی نام اما اشنا تر از دوست
کوه ارامش انسان میشود
....شما زنده باشی...امین
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :